|
من سگ ارباب عشقم ...ازچه سنگم می زنی...روزمحشربزم و سامان ...تو برهم می زنم
|
مران یک دم ساربان اشتر ناقه زینب رفته اندر گل
بده ظالم مهلتی آخر زان که دارم من عقده ها در دل
حسین جانم ای حسین جانم
مران ناقه تا که بنشینم بر سر نعش شاه مظلومان
مران ناقه زان که من دارم از جفای چرخ ناله و افغان
مران ناقه تا که گویم من درد دل با این پیکر عریان
بیا ای مرگ تا شوم راحت زان به مرگ خود گشته ام مایل
بده مهلت تا بمانم من در کنار این پیکر به سر
از آن ترسم ساربان امشب آید و برد دستش از پیکر
ندارد چون طاقت دیگر مادرم زهرا باب من حیدر
شتربانان رحم بنمایید بر دل لیلا بر من مضطر
که دارد او درد دل بسیار بر سر نعش نوجوان اکبر
چه سازم با مادر پیرش می کند هر دم خاک غم بر سر
شتربانان بی کفن باشد این تن مجروح اندر این صحرا
مرا نبود معجری دیگر تا کفن سازم جسم این شه را
بده مهلت تا بمانم من در کنار این پیکر به سر
از آن ترسم ساربان امشب آید و برد دستش از پیکر
![]()
ميان خون چون لاله شكفتم
صداي پاي زهرا رو شنفتم
حسين خويش را خواندم برادر
ببخشايم تو را خواهر نگفتم
هم حامي حاميان دينم
هم ساقي چند نازينينم
اي مشك ...
سيراب زه آب خوش گواري
اما زه حرم خبر نداري
اي مشك مريز آبرويم
بر باد مده آرزويم
فكر كردم دست دادم آب دارم
غم ندارم
نا گهان تيري به مشكم زد عدو
كربلا يا كربلا يا كربلا
عباس من يا كربلا عباس من
هر علمدار علمدار حسين نميشود
هيچ كس بهر حسين برادرش نمي شود
هر كه د ارد هوس كرب و بلا بسم الله
كاروان دل رود سوي حرم بسم الله
پستمُ كثيفمُ غرقِ گناه ُ و روسياه، شما زندگي ام دادين ، اما همش شده تباه
شما مردي كردينُ من ُ كشيدين توي راه ،اما نامردي من ، من ُ كشيد سوي گناه
يا الهي العفو يا الهي العفو يا الهي العفو
ياابا عبدا.. نمكم دادين شما، حقِّ نمك ادا نشد
شما آشنا بودين ،دل باهاتون آشنا نشد
هميشه صِدام زدين اما گوشهام نمي شنيد
شما نور مي دادين اما چشماي من نديد
شما سرورينُ با گداها دوست مي شين بدي ما را اما هيچي نمي گين
به ما گفتن شماها با درد رفيق . غمين مي شين
شيعه تون مريض بشه شما باهاش مريض مي شين
حسين حسين حسين حسين حسين
شيعه وقتي كه گرفت دارِغم و دردي مي شه اول غصه هاي ارابمون مهدي مي شه
شما با اينكه گناه ِ دوستاتون ُ مي بينين صورتِ ماهتون رو خاكِ غربت مي دارين
به خداميگي: خدا شيعه گِلش مال منه خرابش كرده ولي شيعه دلش مالِ منه
الله الله الله الله الله
اشكهاتون جاري ميشه بخاطرِ گناه ما خاكِ عالم به سر ما و دل ِ سياه ما
آقا چي بگم حرفي ندارم بزنم من باهاتون خدا شاهدِ خجالت مي كشم ازتون
به خدا اميد من فقط به دستهاي شماست دلم با شاه كربلاست
وقتي يا حسين مي گم دلم پر از عشق و صفا ميشه
يا اباالفضل كه مي گم هواي دل نوارني ميشه
مي دونم بدم من به خدا زينبي ام بي بي زينب مي دونم من گداي هر شب ام
شما پاداشاهينُ كار من گداييِ همه جا مي رم ولي اين دل من رضاييِ
روي دلم نوشتند روز اول يا رضا وقف سلطان خراسان اسمهُ خادم الرضا
من زائرم شعارم اينست نازم به رضا كه يارم اينست
راههم بدهيد بر خراسان زين در نروم كه ديارم اينست
رفتم به حريم خسرو ِ طوس گفتم شَهِ گُلزارم اينست
حسيــــــــــــــــــــــــــــن حسيـــــــــــــــــــــــــــن

اَلسلامُ عَلَيكَ يا صَرِيعَ الدَمْعَةِ الْعَبْري... اَلسلامُ عَلَيكَ يا مُذِيبَ الْكَبِدِ الْحَري....
الْسلامُ عَلَيكَ يا صَرِيعَ الْعَبْرَةِالساكِبَةِ وَ الْسلامُ عَلي قَرِينِ
الْمُصيبَةِالراتِبَةِ...
ديدگانت پر اشك ، لبانت خشكيده، سينه ات گداخته، قلبت شعله ور
روحت پرتلاطم، ليكن مهار نَفْست بر مُشت.
سرود ايمان بر لب، نواي توحيد در كام، ياد خدا در دل، دستار پيامبر (ص)بر سر،
كهنه پيرهن امانت مادر برتن، بزم اشكواره در پيش.
اي حسين اي راز دار منزل وحي ؛
غم سراي خيمه هايت ، سوزش قلب زنانت ،
گريۀنوباوگانت ، آه وسوز خواهرانت، العطش از خواهرانت، عاملي را اشك ريزان
مي كند.
اي حسين اي راهنماي راهِ ايمان ،
اي حسين جرعه نوش جام يزدان
؛كوفيان بد صفت،
نا مردمان بي مروت ،دعوت گران بي فتوت ،حيا از مادرت زهرا(س) نكردند.
اي حسين اي خون يزدان ؛
واژگان در چكامۀشور تو ناتوان ،شعر گويان در ستايش صبر تو حيران و اديبان ايثار
تو سرگردان .
يا حسين اي كشتي نجات امت؛
نيايت (ص) به شهادت پذيرييت جان يافت .زكريا (ع) به غم آميخته با نامت ره جست .
و فطرس به بركت گاهوراۀ تو بال يافت.
گوئي كه در قربانگه زمين به تن دارانِ در سرزمين عرفات ،دنبال راه تو روند؛
كه تو فرزند مكه و بطحائي،پارگان تنت را تن پاره كردند؛پور حِل و منائي.
گرگان بيشۀ شهوت ،پارگان تنت راتن پاره كردند ؛ روبهان مَرغزار حيله دعوتنامه
ها را به شمشير باز كردند؛و حراميان بستر كفر دست پليد خويش را براي بيعت به
سوي تو گشودند.كه چه نيكدژخيمان اهريمن صفت ،كرنشگران معبد نَفْس،فرمانبران
صفير ابليس،غنودگان بر بستر آمال ،و دنبال روان امير جانيان يزيد،صلايت را با
تير و پيكان پاسخ دادند ،و دلائلت ا با سنگ .
آه كه نوايت را ناشنوده گرفتند ؛افسوس كه پور پيامبر،فرزند زهرا و حيدر(ص)
را تنها گذاشتند ؛دردا كه با رهاكردن تيري زهرآگين بسويت ،ديدگان پرالتهاب كودكانت
را بر هم گذارند؛واي كه بر سينۀپردردِ دختِ امير المؤمنان،دست پرورده زهراي
مرضيه،يختند .و اندوها كه حرمتت را شكستند.
چون پليدانِ نابكار و ناجوانمردان بد كردار ستوران خويش را هِي كردند،و سوي خيمه
گاههاي بي پناه و زنان و فرزندان بي دفاعت شتافتند ،در ميان مرگ و زندگي،در حالي
كه خون پاكيزه ات از سرويت روان بود ،بردوست خويش تكيه كردي و بر روي سينه
خزيدي ،و چون توانت از دست رفته بود و طاقت دفاع از حرم پيامبر (ص)را
نداشتي ،به آن حراميان فرمودي:
واي بر شما اي پيروان ابوسفيان !اگر دين نداريد و از معاد نمي هراسيد ،لااقل در
اين دنيا يتان آزاده باشيد ،اگر عرب هستيد چنانكه گمان مي كنيد ،به ويژگيها وشئون
عربيتان مراجعه كنيد... من با شما كارزار مي كنم و شما نيز با من مي چنگيدو در
اين ميان زنان را گناهي نيست .اين عصيانگران و نادانان و شورشگران خويش را
تا آنگاه كه من زنده ام ،از حملۀبه حرم من باز داريد.
فرمانبرانِ امير جانيان يزيد،به سر كردگي شمر ملعون روي به سوي توآوردندو شرم
از نيابت پيامبرخدا (ص) نكردند.وچه زشت پاداش رسالت حضرتش راباز پرداختند.
لعنت خدا و تمامي پيامبران و رسولان و جملگي صالحان و شهيدان و همگي فرشتگان
و كروبيان و يكايك ذرات زمين و آسمان بر آن نابكاران باد. نفرين پيامبر و علي
مرتضي (صلي الله عليهما و آلهما)،خديجه و فاطمه زهرا (س) و حمزه سيد الشهداء
و جعفر طيار از روز طف تا قيامت كبري بر ايشان باد.
چون اسب بي صاحب ،زين واژگون به سوي خيمه هايت بازگشت ،و دختران ونوباوگان
و زنان سوگمند او را بدان حال ديدند،
دانستند كه امامشام ،ولي نعمتشان ،بازماندۀ پيامبرشان ،پناهِ بي پناهيشان،شيانه آآااا آشيانۀ
امنشان ،پدر مهربانشان ،وعزيز گرامي تر از جانشان ،به خون آغشته وتنش پاره پاره
شده است ،بر غم طاقت فرسايت ناله بر آوردند ،ودر ماتم شهادتت گريبانها
دريدند ،و گيسوان پريشان كردند،خواهرت زينب كبري ناله برآورد وندا سر داد كه :
اي محمدي كه فرشتگان آسمان بر تودرود مي فرستند ،اين حسين است كه بخون آغشته و
اعضايش از هم جدا شده ،و اين دختران تو هستند كه اسير شده اند . به پيشگاه خدا و به
سوي محمد مصطفي و به سوي علي مرتضي وبه سوي فاطمه زهرا و به سوي حمزه آقاي
شهيدان شكوه كنم.
الا... اي محرم!
تو آن خشم خونين خلق خدايي که از حنجر سرخ و پاک شهيدان برون زد.
تو بغض گلوي تمام ستمديدگاني که در کربلا ، نيمروزي به يکباره ترکيد.
تو خون دل و ديده روزگاري که با خنجر کينه تورستم، بر زمين ريخت .
تو خون خدايي که با خاک آميخت.
تو شبرنگ سرخي، که در سال هاي سياهي درخشيد.
الا .... اي محرم!
تو خشم گره خورده سالياني، توآتشفشاني، توبرظلم دشمن گواهي.
توبرشورايمان پاکان نشاني.
تو هفتاد آيه، تو هفتاد سوره ، تو هفتاد رمزحياتي، تو پيغام فرياد سرخ
زماني.توموجي زدرياي عصيان و خشمي که افتان و خيزان رسيده است
بر ساحل روزگاران.
الا .... اي محرم!
تو فجري، تو نصري ، تويي « ليلة القدر» مردم . تورعدي ، توبرقي، تو
طوفان طفي، تويي غرش تندر کوهساران!
الا ... اي محرم!
تو يادآورعشق و خون و حماسه. تو دانشگا ه بي نظير جهاد و شهادت.
تويي مظهر « ثار» و « ايثار» ياران.
الا... اي محرم!
به هنگام و هنگامه هجرت کاروان شهيدان . تو آن راهبان روانبخش و
مهمان نوازي که درپاي ره پوي آزادگان لاله ارغوان مي فشاني.
الا ... اي محرم!
به چشم و دل قهرمانان و آزاد مردان که همواره بر ضد بيداد، قامت
کشيدند و در صفحه سرخ تاريخ ، زيباترين نقش جاويد را آفريدند.
تو آن آشناي کهن ياد ودشمن ستيزي که همواره در يادشاني.
الا... اي محرم!
تو آن کيمياي دگرگونه سازي که مرگ حيات آفرين را، به نام « شهادت»
به اکسير عشقي که در التهاب سرانگشت سحر آفرينت نهفته است، چو
شهدي مصفا و شيرين به کام پذيرندگان مي چشاني



امروز ديگه كاسه صبرم لبريز شده،ديگه طاقت
ندارماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
دلم ابريه مثه آسمون،حال وهواي باريدن داره .
يا ارحم الراحمين...
بغض داره گلوموآزار مي ده،
اشك جلوي چشمامو گرفته،
نم نم شروع به باريدن مي كنه
دلم بي تاب لحظه ها ئيه كه باهات بودم و
هم كلامت ....
بعد ازاون عزيز،دلمونو بهت خوش كرده بوديمااااااااااااتو كه يادگارش بوديو
همنفسش ...
نمي دونم چرا؟؟؟؟؟؟!!!!!!ولي اي كاش!!......روزا داره مثه برق ميره
گلم خبري نشد از برگشتنت؟؟؟!!!!فرصت ديگه تموم شد ديگه وقت تمومه
و بيشتر ازين نمي توينم بهت فرصت بديم پس زودباش برگرد ....
جانم فدايت....پس كي؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!توكه خودت طاقت دوري نداشتي ؟؟؟!!!!
خدايا!!!اين چه امتحانيه؟؟؟ياالله ياالله....
خدايا تو خودت منو شرمنده نكن...
خيلي باهات حرف دارم ولي نميشه اينجا بگم دلتنگيارونمي شه همه جا بگي
..........................................................................................................
.
.........................................................................................................
..........................................................................................................
..........................................................................................................
..........................................................................................................
...........................................................................................................
اي دادبرمن...
يا ارحم الراحمين...
اين قاصدكه،كه غم تو دِلش لونه كرده،از غم دوري و خون دل خوردنه،
این غمی که تو دلمه به اندازه سنگينیه دوعالمه،تووجودم ريشه زده
مغر استخونمو داره مي
سوزونه دلم مي خواد از اين تنهايي، از اين دوري فرار كنم .كجائي؟؟؟؟؟؟؟؟
كه حرفامو گوش كنيو راه حل بدي؟؟؟!!!!!
بميرم واسه دل پردردت
من با خاطراتت زنده ام ونفس مي كشم
شايد باور نكني،دوباره دلم هوايي شده ،
حرم بي بي، جمكران،سيد جواد
دلم هوايي شده ههههههههههههههههههههههه
هواتو كرده ،دوباره اون شبها ،
دوباره سكوت،
دوباره من و يك دنيا خاطره
منتظرت مي مونم .....
مي دونم بر مي گردي ...و با همه توانم اين انتظار تلخ روتحمل مي كنم و به
همه اونائيكه با رفتنت لبخند شادي رو لباشون نشسته مي فهمونم كه ..
من هنوز منتظرم و نه فقط من بلكه همه بچه ها...
چرا كه دلاي ما بهم گره خورده
و مرگ هم نمي تونه دلاي مارو از هم جداكنه
وقلبهاي ما باخاطراتت داره مي طپه
و هر لحظه از خاطراتت كه يادم مي ياد اشكام سرازير ميشه
تنها قلب شكسته ام مي دونه چه غمي دارم شدم مثه يه ديوونه زنجيري....
مي فهمي كه ....
ديووووووووووووووووووونه .....
يعني چه؟؟؟؟؟؟؟؟يادته؟؟؟؟؟!!!!
برگردگلم،برگرد كه محرم از راه رسيد. تو راه رسيدن به حب آل الله
بهت نياز شديدي داريم تواين راه هم نياز ي به تقلب نيست،داريم در
محضر استادر بزرگواري مثل تو درس پس مي ديم،به والله هيچ كدوم
نيازي به باز كردن جزوهها نداريم .بيا و ببين ديگه هيچ كس تو كنفرانسا
ساكت نيست ،بايد باشي و ببيني و لذت ببر ي از ...
زودي ميشكنم
به كي قسمت بدم كه برگردي؟؟؟؟
ديگه بسه !!!!!!!!!!!!!!!!![]()
![]()
![]()
![]()
خدايا!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
![]()
![]()
![]()
گفتي از دلتنگيهام بگم برات چي بگم وقتي نيستي بخوني
همه حرفام رو دلم عقده كرد ه ولي نيستي نه!!!!! كجائي؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!
اين حرفا رو نمي شه تحملش بكنم،اين حرفا رو نمي تونم تو دلم نگهدارم
دلم ورم ميكنه ورنجم مي ده، پس كجائي؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!
ازديده به جاي اشك ،خون مي آيد دل خون شد ،ازد يده برون مي آيد
چي بگم وقتي دلتنگيهام، دلتنگيهاته
وقتي دلتنگيهام، درد كشيدناته
وقتي دلتنگيهام ،غم وغصه هاته
وقتي دلتنگيهام ،زانوي غم بغل گرفتنته
دلتنگيهام وقتي كه ازت بيخبر باشم و ندونم كجايي وچي بسرت اومده
كجايييييييييييييييييييييي؟؟؟؟؟؟ سيدم مي خوام ديگه ساكت نباشم اينقد برات حرف بزنم
كه خسته بشي
ازاون شب تا حالاكه نيستي د لم هزار راه رفته ،چرا بي خبر مي ذاري مي ري؟؟!!!
يا ارحم الراحمين خودت كمكش كن
نميدونم به بچه ها چي بگم ،بگم كجايي؟؟ها چي بگم؟؟![]()
![]()
![]()
يا جواد الائمه آقا م آقام آقام آقام آقام
خودت به فريادش برس!!!!![]()
![]()
![]()
![]()
آقا دلتنگم آقام آقام آقام آقام![]()
![]()
![]()
قرنهاست که از هجران تو می گذرد اما نیامدی
ای آنکه در همه جا هستی ولی تو را هیچ جا نمی بینم
ای آنکه از تبار لاله هایی ،طاقت هجرانمان به سر آمده
مهدی جان ...
آرزوی دیداررویت حس زندگی کردن و زنده ماندن را در وجودمان
شعله ور کرده.
یقین دارم تو را خواهیم يافت و با دیداری خود رااز سر چشمه ی عشقي بی پایان سیراب خواهیم کرد .
الهی!اگر ما بدیم ، اگر ما گنه کاریم ،در میان این گنه کاران بودند عزیزانی که برای دیدن مولایمان روز شماری می کردند .
آنقدر نغمه های مهدی جان بیا سر دادند تا در ره دوست جان سپردند .
دلشان آسمانی بود ،آبی ...آبی...
تنها جرمشان این بود که دیوونه عشق حسین شان بودند
تا آخرین دم به یاد ارباب مان حسین خواندند
آنها خوب بودند ،خوبه خوب...
آرام آمدند...بی رنگ ماندند ...و بی صدا رفتند ...
قدرشان را ندانستیم تا اینکه ...
در بین آنها عزیزی بود از جنس آسمان ، لطیف و عاشق ،عاشق مو لایمان مهدی
او هم مثل مولا یش مظلوم و غریب بود
عزیزی بود از تبار مهربانیها و در جمع ما
آری... او همان سید ذاکر قرن ۲۱بود.