تبليغاتX
بلبل خوش آواز اهل بیت(سید جواد ذاکر)
من سگ ارباب عشقم ...ازچه سنگم می زنی...روزمحشربزم و سامان ...تو برهم می زنم

 

سالروز شهادت رقیه بنت الحسین را  خدمت صاحب الزمان (عج)

 

و سید جواد عزیز و تمامی دوستان و شفیتگان اهل بیت تسلیت

 

 عرض می نمایم.                   

    

 

 

فرشته ي بهشتم تورا كجا بِهَشتَم

 

چه بودو سرنوشتم به خون دل نوشتم

 

به خواب جاودانه رقيه ام رقيه

 

به دامنم مكانت ،گرفته گرد جانت

 

تمام هم رهانت به نقطه ي دهانت

 

نگاه ها نشانه رقيه ام رقيه

 

پدر گر من كجا بود؟به دردت آشنا بود

 

چه خوابي اي خدا بود؟نواي نينوا بود

 

گرفته اي بهانه رقيه ام رقيه

 

زجمع ما گسستي دل همه شكستي

 

از اين قفس برستي برآن چمن نشستي

 

به خواندن ترانه رقيه ام رقيه

 

رقيه اسيرم به پاشو اي صغيرم

 

به دامنت بگيرم ،به پيش تو بميرم

 

كجاشدي روانه رقيه ام رقيه

 

ببين قد كمانم ،بر آسمان فغانم

 

بسوخت استخوانم ،نبود اين گمانم

 

زگردش زمانه ،رقيه ام رقيه

 

دل حرم كباب است ،به نغمه رباب است

 

بگويمش ثواب است رقيه ام به خواب است

 

بپا شوي تو يا نه ؟رقيه ام ،رقيه

 

چو بي پدر شدي تو،نه در به در شدي تو

 

نه خون جگر شدي تو ،كه شعله ور شدي تو

 

زسوز تازيانه ،رقيه ام ،رقيه 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت   توسط شرمنده سید (قاصدک)  | 

 سيد ذاكر

اينگارهمين ديروز بود چقدر سخت گذشت ولي اينو از ته دلم مي گم سيد خوش

 به حالت كه رفتيو راحت شدي سيدم... چقد زود اومدو گذشت و شد نوزده ماه...

 موندم توعظمت و قدرت خدا !!!!؟؟؟؟   اولين باري كه صدات رو شنيدم با

 خودم گفتم: ديوونه عشق حسين ... گفتم خاك بر سرمن اون چه جوري

 عمرش رو مي گذرونه من چه جوري ...اون باياد زينب خنده بر عالم مستي

 مي زنه منم دلم روبه اين دنياي بي ارزش خاكي  خوش كردم اي دادبر من

 سيدددددددد.... عزيزم نيستي ولي همه جا ميبينمت...

سيد چقدقشنگ گفتي :نوحه بخوان نوحه خوان نوحه گر بي ريا منتخب زينب

است البته همه خوب مي دونن اين مصرع شامل همه كس نميشه اون فقط

واسه خودته ...مختص خودته... نوحه گر بي ريا....

باز دوباره چه قشنگ جواب ابلهان بي دين رو دادي:

گفتم اگر سگ حسين هستم و عو عو مي كنم

بازم مي گم بازم مي گم حرفم وپس نمي گيرم مقصد من وفاي سگ بود و

 صداي سگ نبود يعني  كه سر سپرده خون خدا هستم و ثاراللهيم...

 باز چه قشنگ گفتي به كوردلان به اوناييكه بهت گفتن كافري و مرتدي:

طعنه بر من مي زندواعظ به كفرو ارتداد

خنده براين طعنه ها باياد زينب مي زنم

باز چه قشنگ گفتي:

 من رقیه مذهبم ذکر بی بی بر لبم سنگ کفرم میزنند چون مرید زینبم

باز چه قشنگ گفتي:

 نامت از هر جا شنیدم یا حسین از پی یش با سر دویدم  یا حسین

باز چه قشنگ گفتي :

 

شايد يه نفرو همه شهر بگن اهل بيتي ولي پيش امام

 

زمان اسمي نداشته باشه اينجاست كه بايد دقت كنيد

 

شايد يه نفرو همه شهر مرتد بدونن

 

اما پيش امام زمان آبرو داشته باشه

 

اينارو بايد حضرت تشخيص بده نه مردم

 

مهدي چوآيد رو شود مشت خلايق

 

كي نگاهي از نگاه او در امان است

 

انشالله آقا مي ياد

چقد عزيز بودي واسه خدا اون جور كه خواستي حاجت روا شدي:

به دل این آرزو دارم ببرد نای من همچون نای حسین ای خدای من

سيد اين روزا دوستات ، دوستيشون دوستي خاله خرسه است اونا مي خوان

 با شعراي تو به درجات تو برسن وقتي نمي رسن خاله خرسه مي شن ميرن

 رو منبر مي گن كامل نبود، نميشه ازش تقليد كرد، دوباره طومار مي نويسن

دوستش داريم!!! كافر نبود ،مرتد نبود ،  خدارحمتش كنه ولي صداي سگ

 در مياره و جمعيتي رو وادار مي كنه مثل خودش اين كارو بكنن ... ميگن

علي اللهيه، زينب اللهيه ،فاطمه اللهيه....عجب دوستايي داري!!!!؟؟؟؟

 سيد مي گن مانبايد خوبيهات رو بخاطر بدييهات ناديده بگيريم و بديهات

 رو بخاطر خوبيهات ناديده بگيريم سيد تو رو خدا خودت بگو بااينها كه

مرجع تقليد شدن و رساله مي دن بيرون چيكار كنيم ؟؟؟!!!!

باز ياد اون حرفاي قشنگت مي يوفتم كه گفتي:

کافر به من میگی ؟!    باشه بگو ... مرتد میگی؟!     

باشه بگو ...اما روز قیامتی هست اون موقع گردنت دست قنبر امیر المومنین هست ...

به من میگین کافر ؟!من دینم اینه ...گر حب علی و آل پاکش کفر است ...

من کافر اولم خدا می داند

 

باز دلم رو به اون روز خوش مي كنم كه بايد جوابگويي اربابت باشن

 

كه بايد از شرمساري سرشون رو پايين بگيرن

انشالله اون روز مي ياد و مي بينيم و لذت مي بريم

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت   توسط شرمنده سید (قاصدک)  | 

                                                

                             انالله و انا اليه راجعون

    با كمال تاثر در گذشت

      حاجيه بانو همدم (نصرت الشريعه)  دستغيب

      همشيره مكرمه شهيد محراب آيت الله دستغيب

         وآيت الله سيد محمدمهدي دستغيب ووالده

         حضرات آيات سيدعلي محمد و سيد علي

     اصغر دستغيب را به اطلاع همه  دوستان مي رسانيم .

           مراسم تشييع :شيراز- يكشنبه۱۴/۱۱/۸۶ساعت ۱۰صبح

           از محل مسجد قبا به سمت حرم مطهر سيد مير محمد (ع)

           مراسم ترحيم :عصر روز سه شنبه ۱۶/۱۱/۸۶ساعت۱۵

          تا ۱۷مسجدخيابان شهيد آيت الله دستغيب

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت   توسط شرمنده سید (قاصدک)  | 

        

بنماي رخ كه خلقي ،واله شوندو حيران

 

بگشاي لب كه فرياد،از مردو زن برآيد

 

راستي اي عزيز!

 

«اترانا نحف بكت وانت نام الملاءو قد ملاءت الرض عدلا»

 

آنروز كه پروانه وار گرد شمع وجودت در آييم و تو بر ما پيشوايي

 

كني و حال آن كه گسترده ي زمين را پهنه ي دادو دادگري كرده باشي .

 

«ونحن نقول الحمد لله رب العالمين »

 

و ما زبان به ستايش خداوندي بگشاييم واوئرا براين نعمت بزرگ سپاس

 

گزار شويم .و اكنون در پشت دروازه ي نور ،زمزمه كنان به ترنم :

 

«اللهم عجل فرجه و سهل نخرجه و اوسع منهجه واسلك بنا محجته»

 

با دلي سوزان و اشكي ريزان به گفت و گو با تومي نشينم كه :

 

سلام بر تو اي باز مانده از تبار پيامبران ،سلام بر تو اي جان جهان

 

و اي گنج پنهان !

 

سلام بر تو كه بر كناره ي خوان گستردهي نعمت نشسته ايم و سلام بر

 

تو كه بر كرانه ي وادي غيبت مانده ايم .درود شيفتگان دلسوخته ات را

 

پذيرا باش.

 

اي تو كه بهار روح بخشض دل هايي و اي تو كه به صفا وروشني

 

مهروماهي !

 

اي عزيز !دردهامان را خود فروبرديم و قصه يدل هاي پرغصه را با

 

كسي نگفتيم تا ياران آزاده ات آزرده و دشمنان نابكارت دلشاد نشوند.

 

زهر خند منكرات رابه جان خريديم و دم فرو بستيم . به هر تلاش و

 

رنجي كه بود،پرچم ياري ات را بر فراز داشتيم . با ديده به راهيان

 

مشتاقت هم آهنگ شديم.نواي كاروانيان سرگشته ي كويت را به

 

گوش جان شنيديم و مشتاقانه بدان سو روي نهاديم .هم پاي آنان شديم و

 

اينك ما سوته دلاني هستيم كه منزل ها پشت سر نهاده و آما ده و

 

چشم انتظار «بر دروازه ي نور»ايستاده ايم .بشنو نوايي كه به استقبال

 

اين شيفته شتافته و مي گويد :

 

بر خيز تاچمن را از قامت و ميانت

 

هم سرو در برآرد هم نارون برآيد

 

شورو حماسه و فرياد وناله وآه به هم آميخته است ،زمزمه ها خروش

 

كوبنده مي شود و همه از سويداي دل فرياد بر مي آورند كه :

 

«باز آي كه آماده ي فرمان تو هستيم»

 

تا در گوشم قصه ي تو،

 

در چشمم چهره تو ،

 

در سينه ي من آتش تو پنهان شد،

 

در لب هامان سوزبيان،

 

در قلبم شورنهان،

 

درديده ي من اشك روان جاري شد.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت   توسط شرمنده سید (قاصدک)  | 

     سيد ذاكر

         

       اي زينب ، اي زبان علي در كام !

 

باملت خويش حرف بزن !

 

اي زن!

 

اي كه مردانگي در ركاب تو ،جوانمردي آموخت...

 

اي زبان علي در كام !اي رسالت حسين بر دوش!

 

اي كه از كربلا مي آيي و پيام شهيدان را ،

 

در ميان هياهوي هميشگي قداره بندان و جلادان،

 

همچنان به گوش تاريخ مي رساني.

 

زينب ،با ما سخن بگو!

 

مگو كه بر شما چه گذشت!

 

مگو كه در آن صحراي سرخ چه ديدي !

 

مگو كه جنايت ،آن جا تا به كجا رسيد!

 

مگو كه خداوند ،آن روز ،

 

عزيزترين و پرشكوهترين ارزش ها و عظمت ها يي را

 

كه آفريده است

 

يك جا در ساحل فرات،

 

و بر روي ريگزارهاي تفتيده ي بيابان طَف ،

 

چگونه به نمايش آورد و بر فرشتگان عرضه كرد،

 

تا بدانند كه چرا مي بايست بر آدم سجده مي كردند ...؟

 

آري زينب !

 

مگو كه در آنجا بر شما چه رفت!

 

مگو كه دشمنانتان چه كردند ،دوستانتان چه كردند ...؟

 

آري اي "پيامبر انقلاب حسين "!

 

تو پيام كربلا را ،پيام شهيدان را بدرستي گزارده اي،

 

تو شهيدي هستي كه از خون خويش كلمه ساختي ،

 

همچون برادرتكه با قطره ي خون خويش سخن مي گفت.

 

اي كه از باغ سرخ شهادت مي آيي

 

و بوي گل هاي نوشكفته ي آن ديار را ،در پيرهن داري،

 

اي دختر علي ، اي خواهر ،

 

اي كه قافله سالار كاروان اسيراني،

 

ما را نيز در اين قافله با خود ببر!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت   توسط شرمنده سید (قاصدک)  | 

   سالروز شهادت امام زین العابدین(ع) را خدمت تمامی عزیزانم تسلیت عرض می نمایم                     

         

                     

 

 

      درياي نور سجادي

 

1-     شخصي از امام زين العابدين (ع) پرسيد: اي فرزند رسول خدا ! چگونه روزگار

 

 را مي گذراني ؟

 

حضرت فرمود : روزگار را مي گذرانم در حالي كه از من هشت چيز خواسته شده :

 

 خداوند متعال از من واجبات مي خواهد،پيامبر سنت ،خانواده غذا و آذوقه،نفس شهوت

 

 و شيطان پيروي اش، دوفرشته مامور اعمال نيك ،عزرائيل روح و قبر بدنم را از من

 

 مي خواهند.

 

2-     از خداوند به جهت قدرتش بر تو بترس و به علت نزديكي اش به تو حيا داشته باش .

 

3-     اين كه نجاات يافتگان چگونه نجات يافتند مايۀ شگفتي نيست ،بلكه آنچه موجب

 

شگفتي است اين است كه هلاك شدگان با وسعت رحمت الهي هلاك شدند .

 

4-     برادران من!همانا شما را به تدارك و تهيه خانۀ آخرت سفارش م يكنم و براي سراي

 

      دنيابه شما سفارشي نمي كنم ،زيرا كه شما بر دنيا حريص هستيد و به آن در آويخته ايد ،

 

      آيا آنچه عيسي بن مريم (ع) به حواريون گفت به شما نرسيده است ، به آنا ن فرمود : دنيا

 

      پلي است از اين پل عبور كنيد و به عمارتش مكوشيد (از پل بايد گذشت نهب ه آرزوي

 

      اقامت نشست ) ونيز حضرت عيسي (ع) فرمود : كدام يك از شما بر موج دريا ساختمان

 

      مي كنيد ،اينك دنياي شما ،همين حالت است و ساختمان بر آن مانند موج درياست ،پس چنين

 

        مكاني سست بنيان را ،آرام و قرار ندانيد .

               
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت   توسط شرمنده سید (قاصدک)  |