|
من سگ ارباب عشقم ...ازچه سنگم می زنی...روزمحشربزم و سامان ...تو برهم می زنم
|

(عج)و آسید جواد ذاکر وخدمت تمامی عزیزانم تسلیت عرض
می نمایم.

مدیریت محترم وبلاگ
سید محمد جواد ذاکر طباطبائی
زیارتت قبول 
زیارتت قبول
زیارتت قبول 
نوش من نیش مکن حسیــــــــــــــــــــــــــــــن
من می خوام درخونت خاربشم ذلیــــــــل بشم
پیش عباس علــــــــــــــی همه عمردخیل بشم
خوشبحال اونیکه رفته پابوس حسیـــــــــــــن
کی میشه منم برم توی بیــــــــن الحرمیـــــــن
حسیــــــــــــــن آقای منی عشق و مولای منی
همه هستـــــــی من دورم از خویش مـــــــکن
تا که ناله می زنم تو جوابمـــــــــــــــو می دی
نذار باورم بشه کربــــــــــــــــــــلا رام نمی دی
حسیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
يكم صفر :ورود اهل بيت عليهم السلام به شام – شروع جنگ صفين – شهادت
زيد بن علي عليه السلام 121 ق
سوم صفر:ولادت امام محمد باقر (ع) 57 ق
چهارم صفر : بدار زدن بدن مطهر زيد بن علي (ع)
پنجم صفر: شهادت حضرت رقيه عليه السلام
ششم صفر:وارد شدن توقيع امام عصر (ع) براي حسين بن روح نائب سوم آن
حضرت
هفتم صفر:ولادت امام موسي كاظم (ع) 128ق
هشتم صفر: وفات حضرت سلمان 35ق
نهم صفر:شهادت عمار ياسر و خزيمه بن ثابت در صفين 37 ق
سيزدهم صفر:اختيار حكمين در صفين 35ق
چهاردهم صفر: شهادت محمد بن ابي بكر بوسيله معاويه و عمرو عاص
بيستم صفر:اربعين حسيني عليه السلام- بازگشت اهل بيت عليه السلام به كربلا
بيست چهارم صفر:شدت يافتن بيماري پيامبر(ص)
بيست و پنجم صفر:شانه گوسفند و دوات طلبيدن پيامبر (ص) و منع عمر از
آوردن آنها
بيست و ششم صفر:امر پيامبر (ص) به شيخين و عثمان براي سفر به روم و
نرفتن آنها
بيست هشتم صفر:رحلت پيامبر اكرم (ص) 11ق- شهادت امام حسن مجتبي (ع)
50 ق
بيست و نهم صفر:شهادت امام رضا (ع) 203ق
امام زمان عج و خدمت آسيدجواد ذاكر و خدمت تمامي عزيزانم
تسليت عرض مي نمايم.

بازاين دلم هواي مي خانه كرده ساقي يا هو مدد يا ضامن آهو مدديا ضامن آهو مدد
اگر خارم كنارگُل نشسته ام اقرار مي كنم
آقا نمك خوردم نمكدان شكستم رئوف آقا اگر خارم كنار گُل نشسته ام
گرچه بدم نوازشم مي كني شرمنده رفتارتم به مولا
سلطان علي موسي الرضا سلطان علي موسي الرضا
آقا دلم تنگه برات آقا آقا آقا
غلط كردم غلط كردم آقام آقام آقام آقام
من همچنان سگ گرسنه و گربۀ لوس سايه ام خورده بر آستان شَه طوس
زيبايي سگ گرسنــــه وگربـــــۀ لوس از سفرۀ اَغنيــاء نــگردد مأيـــــوس
بي همگان به سر شود بي تو سر نمي شود
آقام آقام آقام آقام آقام آقام ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
حسن مجتبی (ع) را خدمت تمامی عزیزانم تسلیت عرض می
نمایم.

دانه های مرواريدی از اقیانوس کلام نبی:
۱ -هرچه فرزند آدم پیر تر میشوددو صفت در او جوانتر می گردد:حرص وآرزو.
۲- دو گروه از امت من هستند كه اگر صلاح يابند، امت من صلاح مىيابد و اگر
فاسد شوند، امت من فاسد مىشود: علما و حكام.
۳- شما همه شبان و مسؤول نگاهبانى يكديگريد.
۴ - نمىتوان همه را با مال راضى كرد اما به حسن خُلق، مىتوان.

سخنان حکمت بار امام حسن مجتبی (ع):
۱- شوخي هيبت را مي خورد و ( انسان) خاموش پرهيبت تر است.
۲- کسي که از او درخواست شده آزاد است تا آنگاه که وعده دهد و به واسطه
وعده اي که داده، بنده است تا آنگاه که به وعده اش عمل کند.
۳-يقين، پناهگاه سلامت است.
۴- نخستين گام خردمندي، معاشرت نيکو با مردمان است.
۵- خويش کسي است که دوستي اش او را نزديک کرده اگر چه نژادش دور
باشد و بيگانه کسي است که دوستي اش او را دور کرده اگر چه نژادش
نزديک باشد. هيچ عضوي از دست به بدن نزديکتر نيست، اما همين دست
اگر معيوب شود، آن را ببرند و از بدن جدايش کنند.

از ديده به جاي اشك، خون مي بارد دل خون شد از ديده برون مي آيد
سيدم اين آخرين ماهگرد ت تو سال شمسي بود سيدم چه زودگذشت و شد2۰
ماه...چقد سخت گذشت ... اين روزاديگه طاقتم طاق شده وبغض گلوم آزارم مي داد
،حرفايي تو دلم بودكه دوستي و همدمي نبودبگم و خلاص بشم ياد محرم پارسال،
باز،اربعين ساكم رو بستم و راهي قم شدم اونجا بودكه دلم آروم مي شد،اونجا
بودكه بغضم مي تركيد،اون جا بود كه عقده هام رو مي تونستم واكنم .سيدم كنارت
اربعين با اون صداي دلنشينت و با اون شوري كه جووناي عاشق اهل بيت داشتن
چه حال و هواي داشت...سيدم نيستي ولي حاضري همه جا ،مي بيني چه مي
كشم!!!! خودت كه رفتي يادگاريت هم...خدايااين حرفا رو نميشه هيچ جا زد حتي
اينجا كه خونه دلمه چه كنم با اين دل شكستم ؟؟؟؟؟چه كنم با اين دل پر آشوبم؟؟؟؟؟
چه كنم با بغض گلوم ؟؟؟؟ چه كنم با ناله هاي بي صدام؟؟؟؟چه كنــــــــــــــم؟؟
![]()
سوغاتی من ازین سفر زیارتی عکسهای از حرم بی بی و جمکران و سرخاک سید
هست که برای دیدن این عکسا روی ادامه مطلب کلیک کنین.
التماس دعا

به حرم پيامبر که مي رسي، داخل نميشوي، دو دست برچهارچوبه در
مي گذاري وفرياد مي زني:" يا جداه! من خبر شهادت برادرم حسين را
برايت آورده ام." و همچون آفتابي که در آسمان عاشورادرخشيد و در
کوفه و شام به شفق نشست، در مغرب قبر پيامبر، غروب مي کني.
افتان و خيزان به سمت قبر پيامبر مي دوي،خودت را روي قبرمي
اندازي و درد دلت را با پيامبر، آغاز مي کني. شايد به اندازه همه آنچه
که در طول اين سفر گريسته اي، پيش پيامبر، گريه مي کني و همه
مصائب و حوادث را مو به مو برايش نقل مي کني و به يادش مي
آوري آن خواب را که اوبراي تو تعبير کرد.انگار که تو هنوز همان
کودکي که در آغوش پيامبر نشسته اي و او اشکهاي تو را با لبهايش
مي سترد و خواب تو را تعبير مي کند:
" آن درخت کهنسال، جد توست عزيز دلم که به زودي تندباد اجلاو را
از پاي در مي آوردو تو ريسمان عاطفه ات را به شاخسار درخت
مادرت فاطمه مي بندي و پس از مادر، دل به پدر، آن شاخه ديگر
خوش مي کني و پس از پدر، دل به دو برادري ميسپاري که آن دو نيز
در پي هم، ترک اين جهان مي گويند و تورا با يک دنيا مصيبت و
غربت، تنها مي گذارند."
- تعبير شد خواب کودکي هاي من پيامبر! و من اکنون با يک دنيا
مصيبت و غربت تنها مانده ام.