تبليغاتX
بلبل خوش آواز اهل بیت(سید جواد ذاکر)
من سگ ارباب عشقم ...ازچه سنگم می زنی...روزمحشربزم و سامان ...تو برهم می زنم
سالروز ولادت باسعادت زینب کبری (س) راخدمت تمامی عزیزانم تبریک عرض

 می نمایم.

  

آنگاه كه خورشيد سر بر دوش كوه مي نهد و مي آرامد ؛

برگ هاي سبز بر روي هم مي لغزند و در سكوتي سبز لبخند مي زنند ؛

و چشمه اي آرام و بي صدا ،

آهسته مي جوشد ؛

او ،همان سپيده صبح ،همان طليعه آبي ،با قامتي استوار ،

با عزمي راسخ ،و با روحي عظيم ،تمام كوچه هاي پر پيچ و خم شب را ،

در مي نوردد و گاه ،"تجديد حيات پدري " و" التيام زخم كهنه عشقي " و

" ترميم دل شكسته مهربان مادري "،است كه هميشه در آسمان زندگي اش مي

درخشد .

از تبار بزرگ زن تاريخ است .

انگار ، كه آگاه به تمام غصه هاي زمين است .

پشت پنجره هايي كه رو به غروبند ،هر سحر ،

در طلوع نگاه " آذر " گونه ي خورشيد ؛

" نسرين " را آرام ، هجا مي كند ؛" با خطبه اي از عشق .

"و " ترنمي كه در صدايش موج مي زند "تمام غصه هاي سنگين از بار غم را مي شكند.

" و صداي گامهايش ،كه در پناه نگاه مهتابي ماه ، به گوش باغ مي رسد ."تو را .

 و انديشه ات را ؛مي برد به " ابدي ترين صفحه تاريخ" .

"به " برگ عشق و خون ."

به نام زينب (س).

او كه در هر برهوتي خونين ،اشك مي بارد ؛

آه مي سرايد ؛و با طنين " شيوا " و حزين صحبتش ،زمين و زمان را ،

" بر هر آنچه كه بر برادر گذشته " ، زنده نگاه ميدارد .

بر پيكره شبهايي كه از كسالت گنگند ؛

ناله اي از پيچك خميده به ديوار بر مي خيزد .لبخند است .

و او ، نبض زمان را مي گيرد و مي بيند ،كه در ميلاد سرورش چه با شتاب مي تپد .

و " خداي را مي ستاييم ، چون تو را براي زمين آفريد ."

" زينب " ،" تو ، از كجاوه ي  بلند ماه ، والاتري "و از " ترجمه ي عميق عشق ، برتر .

"با كدامين لغزش قلم مي توان تفسيرت كرد .

" اي بلنداي نوراني " .

و ما غرق در دردهايي كه هميشه مي سوزاندمان ،تو را در لحظه هايمان مي كاويم .

"اي هميشه نام تو بر جهان تابان " ،صداي زنگ " كاروان " توست ، كه مي لرزاندمان .

دست به استغاثه برداشته ايم و مي شنويم ،

صداي گام هاي خودماني تري را ، كه از روحمان ، به خودمان ، آشناتر است .

و" پرستار " همان ترجمه عشق ، هجاي نور و تنديس الفت و انس .

كه روحي پرستاره دارد و دلي سر ريز از باران ستاره .

هميشه با غربت و غريبي نا آشناست .

چون هميشه زينب ( س) را دارد .

و تو ،هميشه بر پلكاني از نور ،

در فراسوي افق ، پرستار را نظاره مي كني . تا ابد . تا آنجا كه هميشه نور است و روشني .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت   توسط شرمنده سید (قاصدک)  | 

   

این جوان با لیاقت ذاکر طباطبائی

ریشه دارد در سیادت ذاکر طباطبائی

ای قویترین مداح دررسای آل طاها

وی مدافع شریعت ذاکر طباطبائی

می شناسمت تو بودی تک سوار وادی عشق

مست ساغر ولایت ذاکر طباطبائی

تو نمرده ای که مردن ره به عاشقان ندارد

گم شدی تو در حقیقت ذاکر طباطبائی

کی بمیرد آنکه باشدجای او به کنج دلها

دل کند چنین حکایت ذاکر طباطبائی

شمع جمع عاشقان است این مزار بی ریایت

اشک ریزداهل هیئت ذاکر طباطبائی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط شرمنده سید (قاصدک)  | 

   

            كانون وصال شهر شيراز                       شد باغ شهادتي دگرباز

            فرهنگ شهادت جوانان                         شد نغمه بلبل خوش آواز

            در صحن حسينيه خونين                        پرپر شده گل به خنده اي ناز

            از هر درو ديوار چو فرياد                     با گوش دل تو گشته دمساز

            بايد زقصور كه بناليم                           گرحادثه شد شبيه اعجاز

            نازيم به حسينيه كه گشته                      معراج شهيدان سرفراز

    ..................................................................................

     

 

چهارده گل به رسم یادگاری تقدیم چهارده معصوم شد ...

چهاردهمین گل بعداز هجده روز درد و رنج پرکشید و...

امروزآخرین گلمون رو تقدیم به اهل بیت کردیم ؛امروزیه قولی به همدیگه دادیم و سپردیمش به خدا ؛قول دادیم به همدیگه که ما اونا رو فراموش نکنیم واونا هم مارو فراموش نکنن ؛ وقول گرفتیم امشب که حضرت زهرا رو ملاقات کرد سلام مارو بهش برسونه و بگه ماهم دوست داشتیم بیام ولی قابل نبودیم ؛ماهم دلمون تنگه ...

 

 

 

 بازار فروش جان كماكان گرم است . . . اين هم يك شهيد تازه آقا بپذير!          

 بعد از ظهر روز سه شنبه  10 اردیبهشت 1387، شهيده راضيه كشاورز - از مجروحین حادثه حسینیه سیدالشهداء - نيز به سوي معبود پر كشيد.

مراسم تشيع پيكر پاك و مطهر شهيده راضيه كشاورز چهاردهمين شهيد رهپويان وصال فردا پنجشنبه 12/2/1387 ساعت 9 صبح از حرم مطهر حضرت سيد علاءالدين حسين (ع) برگزار مي گردد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط شرمنده سید (قاصدک)  | 

   

 

يا صاحب الزمان !

با كدام سلام ،سلامت كنم كه تو خود و جودي پر از سلامي،

با كدام احساس تو را ياد كنم كه تو خود لطيف ترين احساسي ،

با كدامين كلام ،سختي فراقت را ابراز كنم كه خود گوياي تلخ ترين فراقي،

با كدام اشك تو را ياد كنم كه خود غرق در اشك و آهي ،

چگونه محبت خودرا به تو اظهار كنم كه تو خودمنبع محبتي ،

از كدام كرم تو درخواست كنم كه تو معدن جود و سخاوتي،

با كدام گل تو را شبيه كنم كه تو خو زيباترين گلي،

با كه و با چه تو را قرينه كنم كه تو همان يار بي همتايي،

يا صاحب العصرو الزمان !

چه بسيار كتاب ها كه درباره ي تونوشته شده ،

چه بسيار شعر ها كه در وصف تو سروده شده ،

چه بسيار تابلوها كه بانام زيباي تو به ديده ها مي آيد ،

بس مجالسي كه با نام و ياد تو به پا مي شود .

چه افراد پاكي كه با ياد توزيستند و در حسرت ديدار تو جان به جان آفرين تسليم كردند،چه عزيزان شهيد و چه شهيدان عزيزي كه در لحظات آخر عمرشان با ترنم نام زيباي توبه شهادت رسيدند .

مولا جان !

يادسبز و روح بخش تو را در سبزي در ختان و سبزه زاران نظاره گريم كه مي خواهند مانند توباشند ،سبز باشند و سبز بمانند.خورشيد هم چنان نور و گرمامي دهد تانور و گرماي وجود تورا بر عالم هستي ياد آور باشد،گاه پشت ابر مي رود ،گاه نيز بيرونمي آيد تا عالميان اين راباور بدارند كه :آیي ،خورشيدهيچگاه پشت ابر نمي ماند و بالاخره بيرون خواهدآمد.اگر هر ورز رابراي اوغروبي غمناك است اما روز بعد طلوعي زيبا ،روشنايي بخش و گرمابخش دارد.خود را به عالميان مي نماياند تا به همه بگويد :

اميدوار باشيد كه بالاخره روزي هم خورشيد عالمتاب مهدي از مكه طلوع خواهد كرد .

به هر چيز هستي كه مي نگريم ،به موجودات ،به جمادات و نباتات ،به آب و دريا ،به دشت و صحرا ،همه يادآور وجود تواند.

به آب مي نگريم ياد و نام تورا به خاطر مي آوريم ،زيرا كه تو نيز حيات بخشي.

موج هاي خروشان درياها مارا به يادامواج بلاها ي دوران غيبتت مي اندازد.

نگريستن به كوهها ،صلابت و استواري در برابر وقايع اين دوران را بهما مي آموزد .

صحراي خشك و بي آبو علف نيز حكايت اززمين مرده و دل هاي مرده ي قبل ازظهورت دارد.گريه ي آسمان به هنگام ترنم باران ،اشك ريختن در فراقت را به ياد ما مي آورد .

 آواز شبانه روزي پرندگان بهاري مارا به دعاي مداوم براي ظهور تو دعوت مي كند.

و لطافت گل ها مارا به ياد روح لطيف و مهربان تومي اندازد ،و عطر آن ها شميم عطر بهشتي تو را بر مشام ما مي نوازد .و دركنا راين ها ، فرمانبرداري جمادات ونباتات درهست شدن وبودن و مطيع زيستن به ما درس بندگي و اطاعت مي دهد ، تا فرمان خدايت و خدايمان را سر بنهيم كه به ايمان ، عمل صالح و صبر امرمان كرد .وما دراين مسير اميدواريم ،اميدواريم كه اگر ما بدبندگاني هستيم ،پروردگارمان بهترين رب است،و شفيعانمان نيز بهترين شفيعان ،چون شما و اجداد بزرگوارتان عليكم و عليهم السلام .... واينك كه مي نگرم ،خود نيز با ياد شما صفحاتي را سياه كرده ام كه اين ها نيز تكرارمكررات و حكايت قصه هاي پيشين است و همه الفاظ و مفاهيمي است كه از زبان قلم جاري شده و بر صحفه ي دل كاغذ حك مي شود.اما كدام بيان مي تواند وصف تو رابگويد ؟و كدام زبان مي تواند قصه ي تورا باز گو كند و چگونه قلمي توان نوشتن راز غصه دار تو را دارد؟و نام هم چنان نانوشته باقي مانده و ياد تو هنوز ياد نشده ...

آنچنان كه حق توست ،آن چنان كه سزاوار توست .

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط شرمنده سید (قاصدک)  | 

اعوذبالله من الشیطان الرجیم

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

کل یوم عاشورا کل ارض کربلا

 

تحلیلی بر2 انفجار و 2جنگ ،یکی جنگ نظامیو دیگری جنگ روانی در کربلای

 

 شیراز،کانون فرهنگی رهپویان وصال در آستانه تشریف فرمایی مقام معظم رهبری.

 

مختصر آشنایی با کانون رهپویان :

 

سالهاست که روز شنبه هر هفته در حسینیه سید الشهداء «ع» واقع در خیابان شهید

 

آقایی بعد از اقامهنماز مغرب وعشاء سخنرانی ،عزاداری و سینه زنی بر پا میشود.ختم

 

 مراسم،دعا برای تعجیل ظهورحضرت ولی عصر «عج» ،سلامتی  مقام معظم رهبری و

 

طلب شهادت است.پایان بخش مراسم شعار «مرک بر آمریکا و مرگ بر اسراییل می

 

باشد.»شرکت کنندگان در این مانون قریب به اتفاق جوانان و نوجوانانی هستند که در تمام

 

 ایران از لحاظ کمیت و کیفیت بی نظیرند .این مجموعه یکی از بزرگترین رویش های

 

 انقلاب اسلامی بعداز جنگ می باشد که رهبر معظم فرمودند«انقلاب هم ریزشرداردوهم

 

 رویش»و تنها این رویش هاست که که مایه امید و دلگرمی مومنین می باشد.

 

توجه ونظر به این مجموعه که هم حسینی و مهدوی وحزب اللهی هستند انسان رابه یاد

 

 جبهه و 8 سال دفاع مقدس می اندازد که خود نوید نزدیکی ظهور حضرت مهدی «عج»

 

است انشالله.

 

در گوشه و کنار جهان از جمله در حسینیه سید الشهداء«ع» جوانان می آیند و ساخته می

 

شوند و سرباز امام زمان تربیت می شود و به تعبیر حضرت آیت الله حائری امام جمعه

 

محترم شیرازاینجا(کانون رهپویان وصال)«کارخانه آدم سازیست».طبق روایت مهمترین

 

عامل بازدارنده ظهور حضرت مهدی «عج»کمبود یارو سرباز می باشدکه الحمدالله در

 

اینجا به وفور تربیت میشود.برای مثال برگزاری اعتکاف 13000نفری در سال

 

گذشته .ناگفته نماند که درحسینیه سیدالشهداءدر طول هفته برنامه های متعدد دیگری نیز

 

برگزار می گرددکه بیان آن در در حوصله این مقاله نیست . علاقه مندان  می توانند از

 

پایگاه اینترنتی ونیز روابط عمومی کانون اطلاع حاصل نمایند.

 

واما موضوع دو انفجار .در این واقعه با دو انفجار مواجه شده ایم .انفجار اول که بدنها

 

را پاره پاره کرد و 13 نفر در همان شب و روزهای اول شهید و بیش از دویست نفر

 

جانباز و زخمی برجای گذاشت .(شهادت این عزیزان رابه پیشگاه امام زمان عج و مراجع

 

عظام ورهبر معظم انقلاب و حضرت آیت الله حائری و مردم شریف شیراز و خانواده محترم

 

شهدا تبریک وتسلیت عرض می نمایم وعلو درجات برای شهدا ی عزیز و صبر جمیل و

 

اجر جریل برای باز ماندگان و سلامتی رابرای مجروحان از خداوند مسئلت می نمایم.)

 

انفجار اول عبارت بود از بمب جنگی و نظامی که در زیر قفسه یادمان شهدا جاسازی شده

 

بود و پس از گذشت ده دقیقه از ابتدای عزاداری و سینه زنی منفجر شد.محتویات این

 

قفسه که آنرا معراج شهدا نام گذاشته اند تعداد دومین خنثی و برش داد شده،لباس نظامی

 

،قمقمه و نظیر آن برای تماشای جوانان و تجدید خاطرات جبهه بوده است.

 

انفجار دومکه آنرا جنگ روانی می نامیم در همان ساعت اول بعداز بمب صورت می گیرد

 

وآن بیانات یکی از مسئولین شهر است. این سخن ناسنجیده قلبها را جریحه دار کرد و

 

دلهارا به شدت سوزاند.پخش این سخنان در همان شب از تلویزیون که بعد همبه اشکال

 

گوناگون تکرار شداینبود کهانفجار حسینیه خرابکاری نبوده بلکه سهل انگاری و مربوط به

 

همان چیزهایست که در قفسه به نمایش گذاشته شده بود.

 

سپس با ایجاد زمینه ذهنی بوسیله شبهه پراکنی اظهار داشتندکه تحقیقات در کشف علت

 

حادثه ادامه دارد که آِا بمب بوده یانبوده؟از خارج آمده یا درقفسه بوده؟زیر قفسه بوده یا

 

داخل آن؟ ومعنی سهل انگاری محسوب می شود!!!و معنی این حرفها این است که اگر از

 

درون قفسه بوده عمدی نیست !!!و یک نوع بی احتیاطی و سهل انگاری محسوب می

 

شود !! و اگر انفجار در زیز قفسه مسئولین امنیتی شهر مسئول هستند و بدین منظور برای

 

کارشناسی و اظهار نظر فنی ،کارشناسان تخریب از مناطق مختلف کشور دعوت شدند.

 

در طول این 10 روز کارشناسان متعددی آمده و نظرهای گوناگونی ابراز نمودند .اما

 

متاسفانه هنوز هیچ جمع بندی مشخصی اعلام نشده و اگر به همین منوال پیش رود شاید

 

اعلام نظر نهایی ماهها بطول انجامد.اما انچه از نظر متوجه می شود که انفجار بوسیله

 

بمبی که در زیر قفسه جاسازی شده است و موضوع تحقیق اصلی می بایست این باشد

 

که«بمب از کجا آمده؟» ونیز تحقیق شود که سخنان شتابزده فرمانداربر اساس کدام ملاک

 

و طرزتفکر و پیش زمینه اظهار گردید؟آیا بادیدن صحنه هیجان زده شده در اظهارات خود

 

تاچه تحت تاثیر اطرافیان بوده است؟خلاصه برای اینکه عوال انفجار و تخریب معلوم گردد

 

می بایست به 2 اصل زیر توجه کرد:

 

1- اصل توطئه . دشمنان چون از سلطه بر مسلمانان مایوس شده اند با توطئه دیگری به

 

صحنه آمده اند یعنی استراتژی«تفرقه انداز و حکومت کن »رابه «تفرقه انداز تخریب

 

کن»تبدیل نموده اند .یعنی هم جنگ نظامی و هم جنگ روانی بین مسلمان و شیعیان.

 

2- عدم وابستگی محققین و کارشناسان وقضات به این و آن.بلکه خالی بودن از هر

 

نوع شرم و خالصاً لوجه الله قضاوت کردن .

 

به همین منظور به حضرت آیت الله حائری شیرازی امام جمعه محترم شیرازونماینده ولی

 

فقسه در استان فارس پیشنهاد می گردداین پرونده از شیراز به تهران منتقل گردد تا

 

هرگونه شبهه ووابستگی به این و آن در این پرونده از بین برود.

 

در خاتمه به جوانان پرشور و داغدار رهپویان وصال اطمینان می دهم که خون شهداراه

 

خودرا باز کرده و حقیقت روشن می شودانشالله.الصبرمفتاح الفرج. حضرت امیر

 

«ع»فرمودند:ایمان دوقسمت است نیمی از آن صبر و نیم دیگرش شکر است.توفیق همه

 

اهالی محترم استان فارس و شهرستان شیراز ،خانواده محترم شهدا و جانبازان ،همه

 

مومنین ومومنات و همه جوانان پر شور و عاشق حضرت سیدالشهدا«ع»بویژه

 

اعضاءمحترم کانون رهپویان وصال و همه هیئات های مذهبی ،علمای

 

اعلام،دانشگاهیان،فرهنگیان ،دانش آموزان ،تجار و کسبه ،بسیجیان مخلص که در همه

 

صحنه ها ودر تمام اقشار جامعه حضور دارند رااز خداوند بزرگ مسئلت دارم .با توجه به

 

تشریف فرمایی قریب الوقوع رهبر معظم انقلاب اسلامی به شیراز و استان فارس و استقبال

 

پرشور مردم از معظم له ، از خداوند رحمان مسئلت می شود که این استقبال رامقدمه ای

 

جهت ظهور حضرت مهدی «عج»قراردهد.

 

اللهم عجل لولیک الفرج و اجعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه.

 

رجبعلی طاهری.مدیر مسئول نشریه سیاسی مذهبی انتظار و دبیر کانون وفاداران انقلاب

 

اسلامی 3-2-87

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت   توسط شرمنده سید (قاصدک)  | 

   

 

چه کسی میداند بچه ها که بودند و چه میکردند ؟ چرا بین این همه جمعیت فقط اینها شهید شدند ؟ چرا شهید جوکار 10 دقیقه قبل از شهادتش به خانمش که فقط 15 روز از تاریخ عقدشان میگذشت تماس گرفت و گفت حلالم کن ؟ چرا شهید مهدوی روز قبل از شهادتش تمام لباس های خود را صدقه میدهد ؟ چرا بچه های مسجد توکلی شهید یاقوت را مخلص ترین بچه ی پایگاه میداند ؟ چرا آن دو بچه ......

ای کاش ما هم به جای سینه زنی و عزاداری برای اباعبدالله الحسین (ع) بازیگر سینما بودیم تا تمام کانال های تلویزیون به بررسی ابعاد شخصیتمان میپرداختند ؟ ای کاش ما هم پوپک گلدره بودیم !

به چه جرمی بایکوت میشویم ؟
به جرم اینکه هنوز معلوم نیست بمب بوده یا پیک نیک ؟
به جرم اینکه به صدا و سیما انتقاد داشتیم ؟
به جرم اینکه بچه ی پایتخت نیستیم ؟!!

مگر بچه های ما با شهیدان سانحه " مسجد ارگ " چه تفاوتی داشتند که اینقدر بایکوت شدند ؟ سه شنبه هفته گذشته در مراسم تشییع جنازه و شنبه همین هفته یکی از بزرگترین تشییع جنازه های تاریخ رقم خورد آنوقت شبکه 3 پخش مستقیم فوتبال هایش را ادامه میدهد .
راستی یادم رفت شبکه 3 که شبکه جوان هست، تنها برای مردان آهنین و فوتبالیست ها و وزنه بردار ها است . اصلا برای جوانانی که در اوج جوانی نفسشان را مهار کردند نیست . اصلا اینها که جوان نیستند . اینها اُملند ... اینها متحجرند . مردم پذیرش این صحبت ها را ندارند . . . . .

ای صدا و سیما ، ای هنرمندان ، ای دوستان متعهد در جبهه فرهنگی ، ای صاحبان قلم ،ای کارگردان ها ، ای کلیپ ساز ها ، ای کسانی که عکس شهید همت ها و خرازی ها تا سقف آشپزخانه تان را هم پر کرده است ، ای عاشقان شهادت !

به قرآن قسم مسئولید .......

از تمام کارگردان ها ، نویسنده ها ، صاحبان نشریه ها و روزنامه ها و تمام رسانه های دیگر دعوت میکنیم، نگذارند این شهدا بیش از این بایکوت شوند . 


                                                حجه السلام سیدمحمد انجوی نژاد

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت   توسط شرمنده سید (قاصدک)  | 

دوست عزیزم

مدیریت محترم وبلاگ سیدذاکرین( مهاجر عاشق )

  زیارتت قبول                              

               زیارتت قبول

                                  زیارتت قبول

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت   توسط شرمنده سید (قاصدک)  | 

شهیدان هاشمی و شاهچراغي - از مجروحین حادثه حسینیه

سیدالشهداء - به خیل شهدا پیوستند.

صبح روز دوشنبه 2 اردیبهشت 1387، شهید هاشمی - از مجروحین حادثه حسینیه

سیدالشهداء - به جمع یاران سفر کرده اش پیوست تا بار دیگر غبار غم بر چهره

دوستانش باقی گذارد. وی که به علت جراحت بیش از اندازه درهمان شب حادثه به یکی

 از بیمارستان های شهر اصفهان منتقل شده بود، صبح روز دوشنبه به لقاء الله پیوست.


همچنين ساعت 10 صبح دوشنبه  آقاي محمد شاهچراغي نيز به شهادت رسيد. ايشان

صبح امروز پس از ده روز بستري در بيمارستان نمازي بر اثر شدت جراحات، نداي حق

 را لبيك گفتند.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت   توسط شرمنده سید (قاصدک) 

متن کامل سخنرانی حجه السلام انجوی نژاد درمراسم هفتگی کانون رهپویان: 

                                                                                                           

              

خداوند بشارت داده بر كساني كه با دردو غم و ناراحتي اين دو سه روز دنيا را تحمل مي كنند و دنيا را حقيقتا دو سه روز مي دانند و بالا و پايين دنيا برايشان اعتباري ندارد .آمدند كه بندگي كنند و هر وقت كه خدا خواست به سمت خداوند پرواز كنند خدا را شاكريم كه در زمان عمرمان يك بار ديگر حماسه هايي را كه فكر مي كرديم به فراموشي سپرده شده دوباره براي ما تكرار شد.خدا را شكر مي كنيم كه براي مايي كه شعار مي داديم زمينه ساز يك امتحان شد تا شعارهاي ما محك بخورد و در اين زمانهاست كه سره از ناسره و مرد از نامرد مشخص مي شود.خدا را شكر مي كنيم در حالي كه كسي گمان نمي برد كه با اين واقعه و با اين درد و مصيبت و بلا باز هم پايي براي حضور باشد ما ميزبان قدوم مبارك شما خواهرها و برادرها بوديم كه قدمتان بر چشم خود من!

نمرديم و ديديم كه يك عده اي در حالي كه از درد به خودشان مي پيچيدند اشكشان را براي دردشان نمي ريختند و اشكشان براي اين بود كه چرا ما نرفتيم؟نمرديم و ديديم عده اي كه پاره ي تنشون,جگرگوششون و فرزندانشان را به خدا تقديم كرده بودند بلند و رسا گفتند كه خودمان و بقيه ي فرزندانمان هم فداي حسين. عده اي گمان مي كردند كه اين حرفها مال همان دهه ي شصت بوده و چقدر توفيق دارند برادرها و خواهرهاي جواني كه نمردند و معناي رفيق از دست دادن را چشيدند !

اونهايي كه در كتابها و د فترچه ي خاطراتشان آرزوي شهادت مي كردند امتحانشان را پس دادند كه مرد شهادت هستند يا نه.ديديد كه شهادت به همين راحتي نيست؟ديديد كه چقدر سخت است؟وقتي كه مي گفتند شهادت هنر مردان خداستيك عده اي مي گفتند چه هنري؟اين دنيا ارزشي ندارد و ما هم اگر آن زمان بوديم مي رفتيم و شهيد مي شديم.اما ديدند كه چقدر سخت است ديدند كه جراحت چقدر سخت است,ديدند كه انفجار با بدن چكار مي كند.ديدند كه ضجه شنيدن چقدر سخت است,ديدند كه جنازه ي پاره پاره و قطعه قطعه را جمع كردن چقدر مشكل است.نمرديم و عاشورا را ديديم كه من بعد كه روضه ي گودي قتلگاه را مي خوانند نگويند كه شما براي چي داريد گريه مي كنيد؟اگر علي اكبري قطعه قطعه شد ما داشتيم ,اگر قاسم و عبدالله 4 و 11 ساله بودند ما داشتيم.من بعد وقتي براي امام حسين گريه مي كنيد مي دونيد براي چي داريد گريه مي كنيد.نمرديم و مزه ي جا موندن رو چشيديم.نمرديم و تو خواهرها يك شهيده داديم كه دكتر مي گفت وقتي تو حسينيه بالاي سرش رسيدم كه افتاده بود و خون اطرافش رو گرفته بود آخرين لحظات عمرش بود و آخرين رمقش مي خواست باشه اما تا ديد نامحرم داره مياد با تمام توانش چادرش رو مرتب كرد!!!اين مردم براي حجابشون ارزش قائلند.تمام توانش را براي حفظ حجابش گذاشت.اينها حماسه بود.شهادت هنر مردان خداست.عجيبه خونه ي هر كدوم از شهداء كه ميرم ميگن آقا بچه مون گفت كه دارم ميرم.خونه ي شهيد موسوي ميري باباش ميگه بهم گفته بود كه مي خوام شهيد بشم.خونه ي شهيد نصيري ميري ميگه بابام گفته بود كه ديشب خواب ديدم كه يه ميني بوس دم كانون داره سوار مي كنه براي كربلا.خونه ي شهيد مهدوي ميري ميگه كه مدتهاست كه مي گفت من بيست سال بيشتر عمر نمي كنم. و در حالي كه فقط هفده روز از بيست سال گذشته بود شهيد شد.ديديم صحنه هايي را كه كسي باور نمي كرد.نمرديم و ديديم كه شهادت گلچين است و بهترين ها را مي برد.

در مسلخ عشق جز نكو را نكوشند

روبه صفتان زشت خو را نكشند

خوش به حال اونهايي كه شنبه بودند.ما اين مقتل و حسينيه رو نگه مي داريم كه گودي شهيدان ماست.مي خواهيم پانزده متري گودي بايستيم ببينيم حضرت زينب چي كشيد؟
در روايت داريم كه جايي كه كسي شهيد ميشه تا قيام قيامت ملائكه رفت و آمد مي كنند.
شنيده بوديم كه قاسم زير سم اسبها بدنش با خاك يكي شد.ديديم كه بچه ي يازده و چهار ساله اي كه قطعه قطعه شد..حالا مي دونيم كه براي چي بايد گريه كنيم.خداوند به ما عمر داد كه يك بار ديگر بفهميم كه خون شهيد چقدر بركت دارد.حالا به بغل دستيت كه نگاه مي كني تو دلت ميگي:
بيا تا قدر يكديگر بدانيم كه تا ناگه ز يكديگر نمانيم.
بچه ها با هم مهربون شدند با محبت شدند بچه بازيها رو فراموش كردند.زبونها كنترل شده.هر جاي شهر كه راه ميرن مردم كه نگاشون مي كنند كيف مي كنند كه اينها بازمانده هاي شهدا هستند.چقدر مي گفتيم كه بچه ها قدر اين روزها را بدونيد.ما زماني كه جنگ تموم شد قدر ندونستيم باختيم.حالا لااقل شما قدر بغل دستيت و قدر دوستت رو مي دوني كه چه خبره!شايد فردا رو هيچ كدوم از ما نديديم .ديگه آماده شدي و مطمئن شدي كه هميشه نيستي.

جاي همه ي خواهرها و برادرهايي كه نبودند خالي بود
بوي حسين
بوي شهادت
بوي ملائكه
بوي سيب
بوي دوده و باروت
بوي گوشت سوخته شده
يك هفته است كه شب تا صبح و صبح تا شب داريم گريه مي كنيم نه براي اونهايي كه رفتند براي خودمون كه يك فرصت ديگه از دستمون رفت
...
ياران چه غريبانه رفتند از اين خانه
هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه

هرسو نظر اندازي در ياد كسي افتي
اي واي كه يارانم رفتند چه غريبانه

به خون شهيد شك نكن.خون شهيد بركت داره.برادرها و خواهرهاتون كه مجروح و جانباز شدند بركتهاي جامعه ي امروز ما هستند شك نكن
*******************************

و اما چند نكته:

نكته ي اول:

پرونده باز است و جناب سردار رودكي كه خودشون هم تشريف دارند فرمودند كه نتيجه اي حاصل نشده و پرونده از نظر قضايي باز است و اگر كسي هر جاي كشور دارد اعلام نظر مي كند براي خودش دارد اعلام نظر مي كند.خطبه ي نماز جمعه ي ديروز شيراز رو شما نگاه كنيد و با خطبه ي نماز جمعه ي ديروز تهران مقايسه كنيد.در شيراز با اينكه آقاي حائري كامل در جريان ريز ماجرا هست حرف نمي زند بعد تو تهران خيلي راحت اظها نظر مي كنند كه آقا تموم شد رفت سهل الانگاري بوده!!!!
اگر فقط به من بود بنده حاضرم سكوت كنم اما بچه ها و جوانهايي كه الكي دارند تحت تهمت واقع مي شوند بدانند كه پرونده باز است و ما داريم تلاش مي كنيم و دو تا نكته رو اينجا عرض مي كنم.بنا نداريم كه بحث رو زياد باز كنيم و اين به اين معنا نيست كه هيچ جا بنا نداريم چون ما گزارش داريم و الحمدالله رب العالمين در كانون عكس و فيلم و ...به قدر كافي وجود دارد و تلاش مي كنيم و به جاهاي مختلف ميديم و يك عده هم همينطوري دارند اظهار نظر مي كنند كه آقا اينها سهل الانگاري و...بوده!

ببينيد اون غرفه ي كذايي كه ميگن، سالمه الان افتاده تو حسينيه و بلافاصله بعد از انفجار, ما عقل داشتيم و از همه چيز عكس گرفتيم.چهار چوب بالاي غرفه سالمه بنابراين از داخل اين غرفه چيزي منفجر نشده.حالا پنج هزار تا كارشناس از دويست هزار تاي جهان بيان بگن كه نبوده.اما عقل مارو كه نمي تونند بايكوت كنند.بنابراين از داخل چيزي منفجر نشده است.غرفه اي كه پايه هاي پايينيش داغون شده و چهار چوب بالاي اون سالمه و فقط شيشه هاش از بين رفته و حتي رنگش هم نرفته است. پس از داخل اين غرفه چيزي منفجر نشده و خودشون هم بهش رسيدند.پس مساله ي انفجار از درون غرفه ي واحد شهداء منتفي است.بنابراين يك چيزي از بيرون اون غرفه بوده است.
لذا علت انفجار به هيچ وجه مشخص نيست و هر كس هم چيزي ميگه براي خودش ميگه و اگر ما سكوت مي كنيم چون نمي خوايم كه ده نفر مدام دعوا كنند كه اين بياد از اين مصاحبه كنه اون روزنامه بياد از اون مصاحبه كنه.در حالي كه مملكت يك سيستم قضايي دارد و دارند يك پرونده رو بررسي مي كند.حالا يك آقايي هر جا و هر كي مي خواهد باشد. كسي كه بيست دقيقه بعد از فاجعه نظر كارشناسي مي دهد نظرش براي ما ارزشي ندارد كه اصلا بخواهيم باهاش بحث كنيم.بنابراين ما هيچ بحثي نداريم و منتظر نظر مي نشينيم و ان شاءالله خون شهداء كه فاش كرد اونوقت ما مي دونيم كه چگونه بتوانيم خون شهدايمان را رهروي كنيم.

خون اين بچه ها راه خودش رو پيدا مي كند. اينكه بنده بگويم تقصير حسن و حسين و تقي و نقي بود مانع از راهگشايي از اين خون نخواهد شد و هر كس در اين مسير كوچكترين خللي ايجاد كند چوب خدا صدا نخواهد داشت ما مطمئنيم و بنده هم آدمي نيستم كه چهار تا جمعيت ببينم و جوزده بشم كه تا چهار تا خبرگزاري اومد بگم ببينيد دورمون شلوغ شد مصاحبه كنيد و عكسمونو بندازيد و....
من الان هم ناراحتم چون شغل بسيار محبوب من يعني اخلاقي صحبت كردن با اين تنشها جور در نمياد كه مدام پاشم برم اينطرف و اونطرف و اين روزنامه و اون روزنامه و....حالا اگر عده اي دوست دارند مصاحبه كنند بيان تا صبحِ قيامت مصاحبه كنند. سكوتي كه براي مصالح نظام است و به قول بزرگان شهر اگر عده اي اشتباه مي كنند ما نبايد اشتباه را با اشتباه جواب بديم ما منتظر پايان يافتنيم و صحبت دو پهلو يك پهلو و سه پهلو ...براي ما هم مهم نيست چون اين پرونده بالاخره يك جايي به انجام مي رسد.تلاشهاي وسيعي داريم انجام ميديم و به حمد و وقوه ي خداوند از لحظه ي انفجار ما خواب راحت نداشتيم و خدارا شكر مي كنيم
برادرها و خواهرها! اينها قطعه قطعه شدند حالا ما نبايد تحمل چهار تا حرف رو داشته باشيم؟پدرو مادرشان دارند خون دل مي خورند اونوقت بنده بيام بگم كه چرا چهار نفر اومدن گفتند بله!
ما ساكت نشستيم و تلاشمون رو مي كنيم و از رهبر معظم انقلاب كه قدوم مباركشون بزودي در شهر ما قرار مي گيرد و ما ان شاءالله كفن پوش به استقبالشون مي رويم تمنا داريم كه به اين واقعه عنايت بيشتري داشته باشند كه ان شاءالله خون اين بچه ها در مسير خودش احقاق حق شود .خون شهيد كار خودش را خواهد كرد.

نكته ي دوم:

من متاسفم و واقعا متاسفم و خيلي متاسفم از اينكه وقتي يك نفر در ورزشگاهي ترقه مي اندازدو سربازي كور مي شود صداوسيما ساعتها بهش مي پردازد اما براي صدا و سيماي مركز متاسفم كه از حماسه ي شما تنها دو تا دوازده ثانيه رو براي تشييع جنازه پخش كردند و اگر خدايي نكرده خدايي نكرده كسي قصد اهمال دارد ما از خداوند تبارك و تعالي مي خواهيم و دعا مي كنيم كه هدايتش كند و ارزش خون اين شهداء و دويست مجروح كه براي آقايون اينقدر ارزش نداشت كه حتي اجازه ندادند كه تمام شبكه ها اعلام كنند و واقعا براي صدا و سيماي خودمان متاسفم كه اينگونه اين قضيه رو بايكوت كرد و اينگونه خون اين بچه هايي كه جاي خودش رو باز خواهد كرد تقاصش دامن آنها را خواهد گرفت.براي يك ترقه توي يك ورزشگاه ساعتها كارشناسي و ديدار با رييس جمهور و اعلام جانبازي و پنجاه تومن و صد تومن اينطرف و آنطرف....اما بچه ها براي اباعبدالله تكه تكه و قطعه قطعه شدند و خم به ابروي اين آقايون نيومد!!!

پيغام مقام معظم رهبري رو با زحمت پخش كردند.حتي پيغام رييس جمهور رو نمي دونيم پخش كردند يا نكردند!خدا نكند كه توپ تراكتور سازي بندر عباس بخوره به تير دروازه ي ماهي فروشي فلان شهر ...اونوقت ببينيد چه خبر ميشه.دويست تا تحليل و تو ده تا شبكه ي تلويزيوني نشان مي دهند اونوقت پيام رهبري كه مي فرمايد من قلبم متاثر شد كجاست؟

من از نظام اسلامي توقع دارم كه يك كم به اين بي تفاوتيها توجه كنند.مردم ما عزادار اينجا نشستند انگار نه انگار كه اين صدا و سيما مال جمهوري اسلاميه .بابا هر واقعه و هر دليلي كه بوده نبايد يه مصاحبه يه نگاهي يه ...به اينها كرد؟؟اين چه وضعيه؟؟؟

بنده به سهم خود كه سهم بسيار كوچكي است سر پل صراط يخه ي مسئولين را به خاطر اين اهمالها خواهم گرفت .

نكته ي سوم:

ما ستادي براي رسيدگي به شهداء و جانبازانمان از روز اول تشكيل داديم و ان شاءالله تا بعدش هم خواهيم بود و حقوق اينها را كاملا احقاق خواهيم كرد و انشاءالله خداوند بما توفيق خدمتكاري و نوكري براي اين خانواده را تا زمان حيات به ما بدهد
آخرش همه چيز خوب مي شود.ما به رهبريمون اعتقاد داريم ما خودمون رو فرزندان,مريدان و مقلدان مقام معظم رهبري مي دانيم.ايشان اگر فرمان بدهند بنده خودم و همه ي اين بچه ها حاضريم با گوشه ي چشم ايشان, خود و خانواده مان را فداي ولايت كنيم.

بنابراين اين آزمايشها در مقابل بابي انت وامي و نفسي و مالي و ...كاري كه نيست .ما يك هفته ي ديگر هم صبر مي كنيم.اعلام مواضع ما فقط از اين تريبون هست و هيچ جاي ديگري هم اعلام حضور نمي كند.هر كسي هر كاري خواست انجام دهد به ما ربطي ندارد.ما به علماء و بزرگان شهرمان اعتماد كامل داريم.حضرت آيت الله حائري,و حضرت آيت الله سيد علي اصغر دستغيب در جريان ريز ماجرا هستند و حرف اينها براي ما حجت است و پدرانه و دلسوزانه همگام و همراه با شما بودند با شما اشك ريختند و با شما راه رفتند و حمايت كردند.ما به مسير قضايي اعتماد كامل داريم و ان شاءالله همه چيز به خوبي و خوشي ختم مي شود و اين خون شهدا بالاخره خودش را نشان خواهد داد و ابدا ما در برابر حق و حقوق اين بچه ها كوتاه نخواهيم آمد و هر چي هست روشن و شفاف بيان خواهد شد و ان شاءالله كه خداوند تبارك و تعالي به ما توفيق رهروي راه شهداء را عنايت كند.برادرها و خواهرها اين چند روزه خواهد گذشت و اين رهروي است كه مهم است.عده اي زمزمه مي كنن زمرمه هايي كه ايجاد اختلاف بين خودمان كند و هر زمزمه اي كه بخواهد شكاف بين ما و مسئولين درست كند كه از خودمانند بدانند كه ملت و مسئولين با همند و هر زمزمه اي كه بخواهد اختلاف ايجاد كند كه ما در انتخابات شركت نمي كنيم سخت در اشتباهند.بلكه در انتخابات پرشورتر از قبل شركت مي كنيم و هر زمزمه اي كه بخواهد به توي جوان القاء كند كه بابا ديدي چي شد؟حقت رو خوردند...
.صبر داشته باشيدوقتي كه به به و چه چه بنده رو بكنند پاي ولايت ايستادن هنري نيست.وقتي كه بنده مظلوم و محروم شوم پاي ولايت ايستادن هنر است.ما تا آخرش ايستاده ايم و جلسات كانون هم مثل هميشه به صورت اخلاقي پاپرجا خواهد بود و ان شاءالله اين مسير را ادامه خواهيم داد و به قوت خودش برقرار است.
برادرها و خواهر اگر بنده را به عنوان نوكر خودشان قبول دارند اعتماد كنند و اجازه بدهند كه ما كارها رو دنبال كنيم.لذا برادرها و خواهر تمام كشورهاي بيگانه الان دلسوز كانون رهپويان وصال شدند.حالا راديو فردا و راديو امريكا دلسوز ماشد!نبايد گول بخوريم.

لذااين آرزو را كه از كانون بخواهند كوچكترين مخالفتي بر عليه نظام و بر عليه مملكت و بر عليه جمهوري اسلامي و خدايي نكرده زاويه دار با رهبري ببينيد را دشمنان داخلي و خارجي بايد به گور ببرند

ما اين شهداء را داديم كه همه ي مخالفين ولايت در داخل و خارج را با همين مشتهاي گره كرده مان به گور بسپاريم

انتقادات ما داخلي است.در خانواده با خودمون بحث مي كنيم.كسي بياد بگه چه خبره ميگيم به تو چه.ما سربلنديمون زماني است كه بتوانيم سربازي بار بياوريم كه برود و فدايي شود نه اينكه در ذهنش ايجاد شبهه كند.
ما اهل مقابله به مثل بدي نيستيم.ما كه نمي خواهيم شهر را به هم بريزيم.آقا حضور امشب تو جلوي امام زمان پرونده ات رو ممهور كرد.ما گفتيم با اين وضعيت پيش آمده جمعيت كانون پنچ برابر ميشه اما ديديم پنجاه برابر شدند.
لذا مسير خودش را طي خواهد كرد و ما كماكان هستيم و بسيار محكمتر از قبل هستيم.بنده و امثال بنده آبرومون از اين نظامه وگرنه اگر الان زمان شاه بود كه كاره اي نبوديم كه حالا بخواهيم غصه ي آبرومون رو بخوريم.ماها آبرومون رو از شما و از اين نظام گرفتيم.اگر اين مملكت و اين نظام جمهوري اسلامي نبود من الان كجا بودم؟؟اگر بد بوديم در كدوم بساط از گناه و اگر خوب بوديم كجا مخفي شده بوديم؟
برادر من ما رفتيم براي اين مملكت جون داديم كي مي خواد مارو برگردونه؟چه اتفاقي ممكن است بيفتد؟بدترين اتفاقي كه براي ما بيفتد تازه براي ما اول بسم الله است كه حالا ديگه قشنگ و محكم براي خدا كار مي كنيم

و نكته ي آخر:

در مقابل عظمت و لطف و محبت شما بنده احساس حقيري و زبوني مي كنم و اين مطلب من رو اين چند روزه وحشتناك خراب كرده.يعني من اينقدر مقابل اين جوانهايي كه مي دونستم اينطوري هستند اما نديده بودم و تنها چيزي كه گمان نمي كردم اين بود كه بعد از انفجار برم بيمارستان بعد مجروحين من رو ببينند بغل كنند گريه كنند با چشمهاي بسته و كور شده كه حاجي ما چكار كرديم كه شهيد نشديم؟و تنها چيزي گمان نمي كردم اين بود كه برسم دم خونه ي اين شهداء و پدرش خم بشه و بخواد دست مارو ببوسه و با محبت مارو بغل كنه كه بقيه ي بچه هام هم فداي امام حسين.در مقابل اين عظمت من خرد شدم و ديگه چيزي از ما باقي نمانده است و ان شاءالله اين عظمت شما به گوش رهبرتان خواهد رسيد و اميد پيدا مي كند .شيرازي كه مي گفتند مهد جشنهاي 2500 ساله است ببيند كه چه جوانهايي دارد.شيراي كه مي گفتند مهد فساد است كار به جايي رسيده كه به مشهد كه مي رويم خواهر هاي ما از نظر حجاب زبانزد مي شوند.بنده به شيرازمان افتخار مي كنم.بنده خاك پاي شما را طوطياي چشمم مي كنم.بنده افتخار مي كنم كه در شهري نفس مي كشم كه ملاصدرا اگر زماني اينجا نفس مي كشيد امروز شمايي نفس مي كشيد كه ملاصدراها هم به شما حسرت مي برند.لذا خودتان را دست كم نگيريد اگر دو تا گناه پيش اومد نااميد نشويد.شما امتحانتون رو پس داديد.بزرگان كشور زنگ مي زنند كه به اين بچه ها بگو التماس دعا.لذا قدر خودتون رو بدونيد.برادرها و خواهرها بيشتر با همديگر ملاطفت داشته باشند.وحدتت رو حفظ كن.محبت و ارتباطاتت رو بيشتر كنيد. به كوري چشم كساني كه با اين مسائل مخالفند ما امسال تو كانون كارمون رو سه برابر مي كنيم.به كوري چشم كساني كه نمي توانند اين جمعهاي مذهبي و شيعي و انقلابي رو ببينند ما كانون را سه برابر خواهيم كرد.ما حتي دو تا اعتكاف مي گيريم

برادرها و خواهرها; عزاداريها و كم خوابيهاتون قبول باشه اما دستت رو به كمرت بگير,بلند شو برو و زندگيت رو ادامه بده.
 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت   توسط شرمنده سید (قاصدک)  |