|
من سگ ارباب عشقم ...ازچه سنگم می زنی...روزمحشربزم و سامان ...تو برهم می زنم
|

بگذشت مه روزه ، عيد آمد وعيد آمد
بگذشت شب هجران معشوق پديد آمد
آن صبح چو صادق شد عذراي تو وامق شد
معشوق توعاشق شد شيخ تو مريد آمد
شد جنگ و نظر آمد شد زهر و شکر آمد
شد سنگ و گهر آمد شد قفل و کليد آمد
جان ازتن آلوده هم پاک به پاکي رفت
هرچند چو خورشيدي بر پاک و پليد آمد
از لذت جام تو دل مانده به دام تو
جان نيز چو واقف شد او نيز دويد آمد
بس توبه شايسته برسنگ تو بشکسته
بس زاهد و بس عابد کو خرقه دريد آمد
باغ از دي نامحرم سه ماه نمي زد دم
بر بوي بهار تو ازغيب رسيد آمد"
برای دیدن اعمال عید فطر بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...
امشب،شب فرو چکیدن قطره قطره دل هاست؛شب گریه ستاره هاست امشب زمین نظاره گراشک های مهتاب است و فردا آفتاب مویه می کند ،درخویش می شکندوپژمرده میشود.امشب دل آسمان گرفته است.امشب آرامش از همه جا رخت بربسته و فردا،طوفان سهمناک حادثه ای تلخ ،دلهای مومنان خدا را سخت می لرزاند ،و فردا برکه دلهاراسرشارازتلخابه اندوه می گرددو پیاله دیدگان ِسرخ عشاق حق،پر از غم فراق میشود .

به محراب عبادت از چه رو حیدر نمی آید
چرا مانند هر شب امشب آن سرور نمی آید
چرا امشب برون از خانه خود یاور مردم
بــــرای یـــاری اطــفال غــم پـــرور نمی آید
زنخلستان کوفه صوت جانبخش مناجاتش
دگـــر بر گوش عالم تا صـف محشر نمی آید
علی در خانه کلثوم ، دیشب میهمان بود ه
چـــرا امــــشب پــدر بــر دیـدن دختر نمی آید
به غیر از ناله کلثوم و بانگ شیون زینب
نــــوایـی از درون خـــانــه حـــــیدر نمی آید
فتاده لرزه بر ارکان ایمان حافظی زیرا
بــه مــحراب عـبادت رکن دین دیگر نمی آید